پیامی از ایران

ترجمۀ پیامی را که امشب برای مخاطبِ غیر ایرانی منتشر کردم میخوانید:
امروز در ایران بیستویکمِ ژوئن است، روز صد و چهاردهمِ جنگ. جنگ تمام نشده است. برادران و خواهرانِ ما در لبنان هنوز در زیر آتش هستند. ما در ایران، از ابتدا هر شب در خیابانها بوده راهپیمایی کردهایم، تا از انقلاب حمایت کرده و مانع از این شویم که اغتشاشگران و نیروهای نیابتی غرب، جنگ را در جبههای دیگر آغاز کنند؛ ما هنوز در خیابانها هستیم. و اگر به واقع شما اینجا، در خیابانها میانِ ما بودید، میتوانستید به وضوح ببینید که مردم، طرفدارِ پایانِ این جنگ نیستند؛ هیچ کسی هواداریِ این اتفاق را نمیکند، بر عکس؛ میتوانستید ببینید که بعضی از مردم علناً هوادار این هستند که کار را تمام کرده و آن را به نتیجۀ نهایی برسانیم؛ به پایان رساندن اشغالگری، یک بار برای همیشه. متأسفانه در حال حاضر، اگر به سیاستمدارانِ ما گوش بسپارید – به طور خاص، آنهایی که در رسانه از آنان میشنوید – این افراد لزوما این دیدگاه را نمایندگی نمیکنند؛ اما اخراجِ نیروهای آمریکایی از منطقه و تمام کردنِ کار رژیم، احتمالا حداقل کارهایی هستند که ما باید در واکنش به ترور رهبرمان انجام دهیم. سیاستمدارانِ ما مشکلی هستند بر گردنِ ما، و ما باید به جد برای حل این مشکل تلاش کنیم، چرا که تا همین امروز هم هزینۀ بالایی در قبال این مشکل پرداخت کردهایم. به طور مثال، ما تنگۀ هرمز را برای متوقف کردن نسلکشی در غزه نبستیم، تا آنکه مجبور به این کار شدیم تا مانع از «آنها» شویم که خودِ ما را بُمباران کنند.
سه روز قبل تفاهمنامه به توسط رئیسجمهورِ ما امضا شد. در عوضِ حل کردنِ مشکلْ یک بار برای همیشه، ظاهراً آنان دستهجمعی تصمیم گرفتهاند که کار امروز را به فردا موکول کنند؛ و احتمالا به همین دلیل است که سخنگوی مجلس ایران و سرپرست گروه مذاکره گفته است «پیروز هر توافق، کسی است که از فردای آن بهتر برای جنگ آماده شود.».
دَه سال پیش از این، سیدعلی خامنهای اعلام کرد که رژیمی که در فلسطین حاکم است بیستوپنج سال بعد از آن تاریخ را نخواهد دید، ان شاء الله؛ و کمتر از چهار هفته قبل پسر او، رهبرِ ما، موضعِ یکسانی را اتخاذ کرد. ترجیحِ ما این است که این اتفاق زودتر رُخ بدهد تا دیرتر، اما هر چقدر که میخواهد زمان ببرد؛ ما بر نابودی رژیم مصمم هستیم.



