سینما از سینما

«آتش» حق است

سخنِ دیوید لین از شکستِ اجتناب‌ناپذیرِ فیلمساز در مواجهه با واقعیت نیست؛ سخنِ او از پیروزی است، آن پیروزی که از پذیرفتن واقعیت و حتی غنیمت شمردن آن سرچشمه می‌گیرد؛ واقعیت به مثابۀ منبعِ الهام. در عینِ حال، این بدان معنا نیست که نمی‌توان با واقعیت دغل‌کاری کرد:

و شاعران را گمراهان پیروى مى‌کنند (۲۲۴) آیا ندیده‏‌اى که آنان در هر وادیى سرگردانند (۲۲۵) و آنانند که چیزهایى مى‏‌گویند که انجام نمى‏‌دهند (۲۲۶) مگر کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده و خدا را بسیار به یاد آورده و پس از آنکه مورد ستم قرار گرفته‏‌اند یارى خواسته‏‌اند و کسانى که ستم کرده‏‌اند به زودى خواهند دانست به کدام بازگشتگاه برخواهند گشت (۲۲۷) (سورۀ الشعراء، ترجمه فولادوند)

واقعیت به مثابۀ چراغی روشن‌کننده است که اصل را از بدل متمایز می‌سازد و «واقع‌بینی» هدفی آرمانی است. چه بسیار آثارِ هنری که واقعیت، آن‌ها را رسوا و در چشمِ مخاطبِ روشن‌دل بی‌ارزش می‌کند. به راستی چه تعداد از آثار دیروز و امروزِ سینما واقعیتی به نام «غزه» را تاب می‌آورند و مانند زباله‌ای بی‌ارزش و متعفّنْ در شعله‌های آن نمی‌سوزند؟ فراتر رویم؛ واقعیتی به نامِ «غزه» در شیوۀ زندگیِ چه تعداد از ما لحاظ شده است؟ و چه تعداد از ما زباله‌هایی هستیم در مسیرِ حرکتْ به سوی آتشِ زباله‌سوزِ واقعیت؟ و أَشْهَدُ أَنَّ الْجَنَّهَ وَالنَّارَ حَقٌّ…

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا