برادرکُشی ممنوع!

«…آنجا بود که فهمید ثبات رأی و پایبندی به اصول خیلی فرق دارد با لجاجت و خودسری. همینطور، جسارت آدم بیپروا فرق دارد با عزم جزم آدم خویشتندار.» (از رمان ترغیب، نوشتۀ جین آستین، ترجمه رضا رضایی)
در سورۀ حجرات آیاتِ غریبی وجود دارد:
«و اگر دو طایفه از مؤمنان با هم بجنگند، میان آن دو را اصلاح دهید، و اگر [باز] یکى از آن دو بر دیگرى تعدّى کرد، با آن [طایفهاى] که تعدّى مىکند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد. پس اگر باز گشت، میان آنها را دادگرانه سازش دهید و عدالت کنید، که خدا دادگران را دوست مىدارد. (۹) در حقیقت مؤمنان با هم برادرند، پس میان برادرانتان را سازش دهید و از خدا پروا بدارید، امید که مورد رحمت قرار گیرید. (۱۰)»
نگارنده به خاطر دارد که یک بار، محتوای این آیات را برای دوستی نقل کردم و او پرسید: مومنان؟! سپس از جیب خود یک قرآن بیرون آورد، این آیات را پیدا کرد، با چشم خود دید و مطمئن شد!
بنظر میرسد اینکه در این آیات از «مومنان» سخن به میان آمده و نه بطور مثال «مسلمانان»، گویای آن است که باید کمی انتظاراتِ خود را از مومنان پایین بیاوریم! دقت کنیم که مبادا به راحتی، ایمانِ برادری از برادرانمان را انکار کنیم. همچنین و به موجب این آیات، اجازۀ بیتفاوتی نیز نداریم؛ باید بین دو گروه دادگرانه سازش دهیم؛ و اگر یکی بر دیگری تعدی کرد، مقابل آن که تعدی میکند بایستیم تا به فرمان خدا بازگردد.
«اى کسانى که ایمان آوردهاید، نباید قومى قوم دیگر را ریشخند کند، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و نباید زنانى زنانِ [دیگر] را [ریشخند کنند]، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و از یکدیگر عیب مگیرید، و به همدیگر لقبهاى زشت مدهید؛ چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان. و هر که توبه نکرد آنان خود ستمکارند. (۱۱)»



