کوتاه در بعد از ظهر

هشدار! خطر حضور انسان!

شهید سید مرتضی آوینی (دربارۀ آلفرد هیچکاک و فیلم‌هایش):

ارتباط لازمی که بین تماشاگر و فیلم‌های هیچکاک برقرار می‌شود، متعلق به سینما است. […] این ارتباط باعث می‌شود که تماشاگر سهیم در فضای فیلم، همراه با سیر داستانی اغلب آثار هیچکاک به نوعی از «پالایش روانی یا روحی» دست یابد. این پالایش روحی نه به معنای تزکیۀ مذهبی است و نه «کاثارسیس ارسطویی»، اگرچه می‌تواند کم و بیش هر دو مفهوم را در خود داشته باشد. تزکیۀ اخلاقی به معنایی که ما در فرهنگ تشیع در نظر داریم، تنها متعلق به همین فرهنگ است و افقی که هیچکاک در پیش چشم دارد، چیزی قریب به این مضمون است که در یک کنفرانس مطبوعاتی در سال ۱۹۴۷ ابراز کرده است / تماشاگران حتی اگر خود گناهکار باشند، اما فطرتاً به عدالت و انصاف عشق می‌ورزند و هیچکاک برای این میل فطری اعتبار بسیاری قائل است / هیچکاک ما را از آنچه در روانمان نهفته است می‌ترساند؛ ترسی آمیخته با طنز – حتی در فیلمی چون روانی – و پالایشگر. ترس از گناه همراه با ترحم نسبت به گناهکاران. (برگرفته از مقالۀ «عالم هیچکاک»، از کتابِ «همیشه استاد»)

پی‌نوشت: عنوانِ آمیخته با طنزِ این نوشته (که ترجمه‌ای از عبارتِ انگلیسیِ درون تصویر می‌باشد)، نباید باعث این سوء تفاهم شود که نگارنده، کم‌ترین همراهی را با این تصورات دارد که سگ‌ها به نوعی برتر و حتی الگویی برای انسان هستند! نگرانده به سهم خود، در تکه‌فیلم «صُلحِ سگی!» خط بطلانی بر این تصورات کشیده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا