خطاب به ما «انقلابیها»
پس از سخنرانیِ نوروزیِ ابتدای امسال، یکی از رسانههای خارجی مطلبی منتشر کرد با تیتری به این مضمون «رهبرِ ایرانْ مردم را مقصّرِ وضعیتِ اقتصادیِ کشور معرفی کرد». حالا ماجرا چه بود؟ ایشان در آن سخنرانی فرمودهاند:
«همین نقدینگیای که در اختیار مردم است، همین که بعضیها صرف میکنند نقدینگیهای خودشان را در راه سکّه، در راه زمین، در راه مسکن، در راه ارز و مشکلات درست میکنند برای کشور ــ علاوه بر اینکه سودی نمیرسانند، مشکل هم ایجاد میکنند ــ همین نقدینگی اگر صرف سرمایهگذاری بشود برای تولید، کشور پیشرفت خواهد کرد. سرمایههای کوچک تا سرمایههای بزرگ؛ از یک مرغداری کوچکِ محدود شما بگیرید تا یک کارخانهی عظیم».
شیطنتِ رسانههای دشمن به کنار، مخاطبِ این گلایۀ ایشان «مردم» بود.
«بایستی مراقبت کنیم، به آنچه میدانیم عمل کنیم، از گناه پرهیز کنیم. ایمان امروز ما ایمان ابوذرساز نیست. البتّه خوشبختانه در جمهوری اسلامی، به صورت فردی، افراد ابوذرگونه داشتهایم؛ [از قبیل] همین شهدای بزرگ، نامدار و بعضی حتّی گمنام؛ اینها هستند امّا جامعه باید تغییر پیدا کند» (امام خامنهای، دیماهِ ۱۴۰۴).
نمیخواهم از سیاستمداران سلبِ مسئولیت کنم، اما عملکردِ آنها گویاست؛ وقتی امام خامنهای در سال ۱۳۸۴ فرمودهاند که منظور از عدالت نه توزیع فقر که «توزیع عادلانهی همین امکانات موجود است»، و با این وجود نمایندگانی که به مجلس فرستادهایم، برادری از برادرانِ ما را به ریاستِ مجلس انتخاب میکنند که در سال ۹۲ گفته است «تا پیشرفت اتفاق نیوفتد عدالتْ در واقع توزیعِ فقر است»، باید انتظاراتمان را از مجلس مدیریت کنیم؛ و از آن بیشتر انتظاراتمان را از دولت. اما نکند حکایتِ ما و سیاستمداران، حکایتِ در و تختهای باشد که به هم میخورند؟ اگر ما هم در عوض جهادِ با مال، جان و زبانمان، به فکر حفظِ ارزش مالِ خود باشیم، دیگر که میماند تا این وضعیت اقتصادی را درست کند؟ آنان که ولایت فقیه را قبول ندارند؟ آنان که اگر به چیزی جز منافعِ خود اهمیت بدهند، باید مبلّغِ حمایتِ هر چه بیشترِ جمهوری اسلامی از مردمِ غزه باشند؛ در حالی که بنظر نمیآید غالباً چنین باشد. پس میماند ما «انقلابیها».
اما تکهفیلمِ بالا را دو سال پیش منتشر کردهام؛ به شخصه و برای حمایت از کسب و کارهای کوچکتر، سالهای زیادی است که از فروشگاههای زنجیرهای خرید نکردهام، متعصبانه کالای ایرانی خریدهام و تلاش کردهام که در خریدِ اجناسِ مختلف، اولویت را به فروشندههایی بدهم که کسبوکارشان در همسایگی من است؛ بارها نیز این موضوعات را به خود فروشندگان متذکر شدهام. شاید بسیاری از ما توانِ انجامِ کارهای بزرگ را نداشته باشیم؛ اما فروگذاشتنِ کارهای کوچک، از شرافت به دور است.


