کوتاه در بعد از ظهر

بُگذار تو را زخم زَنَد

نکته همین است؛ «زخم». هنر باید زخم بزند و حد و مرزِ واقعیتِ درونیِ خواستنی شده‌ی ما را به چالش کشد. ما خیلی زود تعلق پیدا کرده، عادت می‌کنیم، و این‌گونه بخشی از واقعیت بُرون را به نفع واقعیت درونیِ آشنای خویش نادیده می‌گیریم. چالشی که هنر باعث می‌شود می‌تواند حد و مرز واقعیت درونیِ خواستنی شده‌ی ما را جا به جا کرده، به آن وسعت ببخشد، چرا که آن از غفلت، کوته‌نظری و ضعف ما خواستنی شده است؛ چالشی تکان‌دهنده و شورانگیز که قوت قلب و آرامش می‌بخشد. و همچنین، این چالش ما را یاری می‌کند که نقطه‌نظرِ دیگران را کمی بیشتر درک کُنیم. همان‌طور که می‌بینید این چالش، به وضوح در کُنشگریِ دینی و سیاسی کمک‌کننده است. چراکه نه تنها ما را در ادراکِ نقطه‌نظرِ دیگران یاری می‌کند، بلکه فهم و قدرتی را در اختیارمان می‌گذارد تا بر حق پافشاری کُنیم.

«سینما از سینما» به صورتِ مستقل فعالیت می‌کند؛ برای حمایت از آن، به بخش «دربارۀ ما» مراجعه فرمایید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا